یاد بچه گی...تفنگ بادی....هجوم کفتر چاهی...هیجان...یه لحظه سکوت...کفتر چاهی میافته رو زمین...چند لحظه بعد! من قهرمانی با کشتن یه کفتریاد امروز....یاد تو....هجوم گرمای تو....هنوزم یه قهرمان!....تو اسمون....یه کفتر چاهی! میافته رو زمین.....میدونی ؟ نمیدونستم کفتر چا هی هام عاشق میشن....حالا میدونم این کفتر! جفت همون سند قهرمانیه بچه گیه من بودهحالا میفهمم چرا بهشون میگن یا کریم!تو فهمیدی؟
اشتراک در:
نظرات پیام (Atom)

هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر