۱۳۸۸ خرداد ۳۱, یکشنبه

تا از تو ابديتي بسازم

شادی تو بی رحم است و بزرگوارنفست در دست های خالی من ترانه و سبزی استمن برمی خیزمچراغی در دستچراغی در دلم.زنگار روحم را صیقل می زنماینه ئی برابر اینه ات می گذارمتا از توابدیتی بسازم

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر