۱۳۸۸ خرداد ۳۱, یکشنبه

شعرهاي قديمي+دردهاي هميشگي+تهوع +من و من


بگذار بماند
...مستی خمار چشمانت
در انتهای فصل دلتنگی زنی
که زنانگیش را به قلب تو داد...
مرد دیوانه قصه ها!!
حالا خدا هم میداند .....
عاشق شده ام!!

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر