صد روز است
كه پسرك غمگين كوچكي در ليوان شراب من
آواز دلتنگي ميخواند...
صد روز است كه من برايت گلهاي سنگي ميفرستم
و
تو ديوانگيم را به ديوار اتاقت مصلوب كرده اي
و نميبيند كسي دختركي را كه اينسوي قلب تو يخ بسته
صد روز است كه
دختركي در ليوان شراب تو ميرقصد
ميخواند
با آوازي كه نام تو را زمزمه ميكند
به لهجه اي كه نميداني
به بي قراري لحظه هاي بي تو بودنش
و اين است زندگي من
بي تو....
من برايت شعر ميگويم
وهم واره اي از ذهن پريشانم
مستي من ميان تاريكي اتاق بيشماره ات
زمزمه اي كه مرا سوي تو ميخواند
صد روز است انگار و نه انگار
من براي تو شعر ميگويم و شعرهايم را دوست نميدارم...
من براي تو ميرقصم و تو مرا دوست نميداري....
۱۳۸۸ خرداد ۳۱, یکشنبه
................................
حرف تازه اي نيست..
خوبي مال ديگران؟؟؟
احوال ما كه مثل هميشه خوب نيست
حرفهاي دو پهلو ميزنيم و رمانهاي عاشقانه ميخوانيم
حالا از ميان ايم حسوداني كه تو را نميشناسند برايت مينويسم كه به خنده هايم نگاه نكن ..
به نوشته هايم هم نگاه نكن كه همگي خوابهاي مشوش ناچاريند....
...خوش به حال تكاملت..مرد بودن باطنيت...تو خالي بودن ذاتي من..اين دو كه جمع نميشوند..تو مال مني و دنيايي تو را از من نميگيرد..سهم كوچكي از دو عكس تار و خاطره هايي منفرد..و نفرتي مشترك...سهم من از تو ..هيچ است و پشت اين هيچستان حجله زفاف من و توست...بيهوده شعر ميخوانم شايد كه برگردي و براي من از زندگيت بگذري...بيهوده هستم عزيزم..حق با توست من عزيزم را بيهوده مي گويم...غليظ ميگويم...كاش زندگيم فلش بك عميقي داشت..برميگشتم و سعي ميكردم به تو بگويم كه ميفهمم كه به هيچ آويخته ام...كه به نسيمي ميپلاسد...كه آب در هاون كوبيدن ِ من براي تو فرقي ندارد...خود آزاري مضاعفي است نق زدنهايم به جان خدا كه تو از اولش هم مال ديگران بودي...
_هميشه حرفهايم را با چشمهايم ميگفتم ..حيف كسي نبود به من بگويد دوره فيلمهاي صامت گذشته...
_ سر دستگاه كپي موقع كار كردن تنها جاي خلوتِ تو اين شهر ....من به تو فكر ميكنم
_ به همين سادگي من به تو فكر ميكنم
_به نبودنت
به مال ديگران بودنت
به چراغ خاموش ياهو مسنجرت
به بازي انگشتانم با شماره موبايلت
به اس ام اسي كوتاه و بي مفهوم
به بهانه هاي كوچك عاشقانه
به دوستان مشترك و سلامي مشكوك
من هنوز هم به تو قكر ميكنم.....
اين حرف تازه اي نيست...
من ديگه سيگار نميكشم...
سيگار را، اگر چيز دو نفره ای بود، ميشد در خلوتهای دو نفره از دو طرف کشيد مثل شکلات اينقدر از دو طرف ملچ مولوچ مثل چوب شور اينقدر از دو طرف خرش خوروش تا ماچ و موچ
________________________________
دل من در به در رنگ خوشرنگ نگاهت بود .. در سوز سرماي دلي كه مي مرد براي بي تفاوتيهايت..
تا صد سال ديگه هم بخوام سيگار بكشم مثل عشقم يه طرفه ميشه..
سيگار يه طرفه با عشقهاي يه طرفه..تو هم بيخيال عاشقي مارلبورو هاي گرون ميكشي من هنوزم
درگير مونتانام!!
آقا سيگار داريد؟؟
________________________________
دل من در به در رنگ خوشرنگ نگاهت بود .. در سوز سرماي دلي كه مي مرد براي بي تفاوتيهايت..
تا صد سال ديگه هم بخوام سيگار بكشم مثل عشقم يه طرفه ميشه..
سيگار يه طرفه با عشقهاي يه طرفه..تو هم بيخيال عاشقي مارلبورو هاي گرون ميكشي من هنوزم
درگير مونتانام!!
آقا سيگار داريد؟؟
اون سر دنيا
عشق يعني همه چي را با تو قسمت كردن - تنفس هوایی که تو تنفس می کنی -و خواندن کتاب هایی که تو می خوانی و نوشيدن چايي كه تو اين غروب هاي سرد مي نوشي - شنیدن آهنگی که تو دوست داری -نمی توانم... از سرگرمی های تو هرگز جدا شومهرچه هم ساده باشند و هرچه هم کودکانهمن نمي گذارم كسي تو را عادلانه تقسيم كند.باران كه ايستاد ، تو را بوضوح ديدمبا مو هاي خيس عريان با رنگين كماني بر گردنت.نگذاراين زمستان عريان بميرم بي شالي برگردن – بي يادگاري بر دست - نگذار همه زمستان فقط دانه هاي برف در باد پريشان باشندو بوي تو كه هرگز خيال گذشتن از روزنه حافظه ام را نداردومن كه مرگ را ذره ذره در پياله هاي كدر و سرد و يخ زده بنوشمنگذار همه اين عصرهاي باراني سرد و تاريك سهم من از تو فقط بازي با شماره ات باشد.يه كامنت بود از دوستم آرش ولي نميدونم متن از كيه_
عاشقي هم بعضي وقتا كهنه ميشه.._
گاهي از مد ميوفته و گاهي شكلش عوض ميشه..عشق واسه آدمايي مثل ما يه جور حراج احساسه
هاي هاي تو كجايي نازي..عشق بي عاشق من_
امروزم ميگذره و يه شب ديگه من با روياي تن لاغر تو كنار در اتاقم ميخوابم_
از اين خونه هم ميرم بازم نميدونم كجا..هزار جاي ديگه هم كه برم از دستت رهايي ندارم... شايد برم اون سر دنيا ببينم باز مياي؟؟
خاطرات يك خطي..عشقهاي سر خطي..
ه هفته تمام خاك خورد رو دي وي دي..حالا خوشحالم كه بعد مدتها يه فيلم خوب ديدم.._تازگيا دلم مثل دل گنجيشك شده..زود اشكم در مياد.._
به ياد همه فيلمايي كه ديديم و نديديم.._
________________________________________________________
بر كنده تمام درختان جنگل. نام تو را با ناخن بر كندم..اكنون تو را تمام درختان جنگل به نام كوچك ميشناسند_
كاش يه حالي داشتم موهامو شونه ميكردم..بد عادتم كردي به انگشتات_
اگر از احوالات من پرسيده باشی شبها در تنهايی وبگردی ميکنم.._
ارثيه عاشقي
لاكپشتم رو چي كار كرديش؟؟_بردمش تو يه حياط پر از حيوون با يه حوض كوچيك_
..هر وقت ميخواد ميره زير خاك ..هر وقت ميخواد شنا ميكنه..
در كل وضعش از من بهتره..
مهربون بودن من با حيوونا ربطي به خوي نسبتا آرامم نداره..ربطش به چيزيه كه تو چشماشونه.._
حتي گربه هاي كوچه هم اين روفهميدن.. ولي تو هنوز نفهميدي.._
عشق محور بودن ذهن من هم ربطي به چشماي تو نداره..ارثيه....__
تيتر ندارد!!
هيچ صحنه اي خنده دارتر از اون پاهاي لاغر مردنيت كنار در اتاقم نبود..با اون شلوارك كرمي رنگ وا رفته با يه سيگار پال مال 300 توماني كنار لبت...حظ كردنت از خنگي من...خنده هاي احمقانت به فيلمهاي كمدي مسخره ...هر كجا كه بگي ميرونم ..فقط بگو تا من برم...ميريم تو يه شهر دور كه آدماش اونجان كه جاي ديگه نباشن...
صورتاشون غرق زندگيه و من و تو با بچه هايي كه توليد ميكنيم دور از چشم همه...يه زندگي شاعرانه داشته باشم...
هر كجا كه بگي ميرونم....احتمال اتفاق افتادن اينها بيشتر از اتفاق نيفتادنشونه...
كاملا معلومه چه فيلمي رو ديدم ..نه؟؟_
هنوزم پاهات لاغره_
ولي ديگه خندم نميگيره..._
لعنت به به اين شهر و آدماش...لعنت به هر چي گودباي پارتيه ..لعنت به هر كسي كه اسمش آرشه..لعنت به هر چي
صيغه ازدواج موقته.....لعنت به اون بخاري ماشينت كه هميشه روشنه..لعنت همه دوستاي دخترم كه سورنتو رو بيشتر از ريو دوست دارن..لعنت به همه دوست پسرام كه دوست دارن من برنزه باشم..لعنت به رژ لباتون كه رو گردن دوست پسر سابقم كيفيت داره...لعنت به همه كتابايي كه قرار شد بخونم نشد..لعنت به عكسامون و فيلمامون...لعنت به همه بلاگ نويساي باكلاس كه جاي 360 تو سايتشون مينويسن...لعنت به اون كامران
نجف زاده پاچه خوار..اصلا لعنت به خودم بي هيچ دليلي...
!!بازم معلومه چه فيلمي ديدم..:دي
كلي ميشه لعنت فرستاد بعد با خيا ل راحت خوابيد..
اوني كه خوابم رو برده بود
ماهها دعا كردم تا اين روز رو ببينمانگار چيزي كه از من دزديده بودي به درون قلبم باز گشته امروز حالم اندازه همه اين ماهها خوب است همه لحظه هايي كه در من زندگي كردي فداي چشماني كه امروز از تو رو گرفت....غريبه بودي نامحرم بودي...تو ديگر تقاص اشتباهات من نبودي ..ديگر درد نبودي..تو هيچ بودي...هيچ خداحافظ..ميدونم كه ميخوني...يادته؟؟يادم ميمونه!!!!!
پوسيدي مهربانم!!حديث نامراديت را نامردان از بر كردند ... بر رختخوابها فاحشه ها قصه تو را گفتند... شراب صد ساله شدي..گلو دريدي و پشت پرده هاي حافظه ام رقصيدي و رقصيدي!! _حالا چه ميخواهي از دختركي كه روزي حلق آويز طناب دار بوسه هايت بود؟؟ بگذار آرام بخوابم....
خلاصه كن اين احساسات رو

هنوزم نميدونم اين كه پسورد تمام پروفايلام از ياهو تا پرشين بلاگ و هات ميل اسم توه واسه اينه كه هنوزم دوستت دارم يا تنبليم مياد اين همه رو عوض كنم!!حالا چه فرقي ميكرد وقتي آراز رفت منم گريه كنم يا بغضم بتركه..ميره دنبال يه زندگي متفاوت.. از فكرشم لذت ميبرم_
شب امتحان ساعت 12 شب با صورت ميخوابيدم تو كتاب _
حالا ساعت 4 صبحه و من از بيخوابي به فكر فيلم ديدنم_
اين اخمم واسه همون فيلم" مورد عجيب بنجامين باتن"ه كه تك خوريش كرديد_
هنوز دلش گيره اون موهاي بلوند و قد بلند دخترس..ديوونه مگه من كه موهام قهوه ايه دل ندارم_
خلاصه بگم...يكي يه ديازپام بده _
شب امتحان ساعت 12 شب با صورت ميخوابيدم تو كتاب _
حالا ساعت 4 صبحه و من از بيخوابي به فكر فيلم ديدنم_
اين اخمم واسه همون فيلم" مورد عجيب بنجامين باتن"ه كه تك خوريش كرديد_
هنوز دلش گيره اون موهاي بلوند و قد بلند دخترس..ديوونه مگه من كه موهام قهوه ايه دل ندارم_
خلاصه بگم...يكي يه ديازپام بده _
مردي كه يك شب خواب آغوش مرا ديد

باد ميوزد از دريچه هاي ذهنم
سرد است و ميچپم زير پتويي
كه بوي ناي ميدهد
ناي مانده اي از پاكي معصومانه ات
نقش تن نحيفت بر اين تخت خواب مفلوك
تنها بهانه براي خوابيدن
من به پوچي عشقت نزديكم
به افقهاي فراموشي
مردي كه يك شب خواب آغوش مرا ديد
و تنش دغدغه اي آرام بود براي بوسيدن
ميدانم
شعرم را نميخواني
نامم را نميداني
من مانده ام و صداي اين غريبه غمگين
من به هيچ نزديكم
به پوچي رقيق زنانگيم
با حسي پر از راندگي تقدس
و بازي نتهاي صدايت
با چشمان عاشقي كه صدايت را از برند
وتزوير من با آرامش فراموش شده
مهربانيهايت
سرد است و ميچپم زير پتويي
كه بوي ناي ميدهد
ناي مانده اي از پاكي معصومانه ات
نقش تن نحيفت بر اين تخت خواب مفلوك
تنها بهانه براي خوابيدن
من به پوچي عشقت نزديكم
به افقهاي فراموشي
مردي كه يك شب خواب آغوش مرا ديد
و تنش دغدغه اي آرام بود براي بوسيدن
ميدانم
شعرم را نميخواني
نامم را نميداني
من مانده ام و صداي اين غريبه غمگين
من به هيچ نزديكم
به پوچي رقيق زنانگيم
با حسي پر از راندگي تقدس
و بازي نتهاي صدايت
با چشمان عاشقي كه صدايت را از برند
وتزوير من با آرامش فراموش شده
مهربانيهايت
توي لعنتي...با همه شعرا و خاطره هاي لعنتي..
امشب ..درست امشب كه سيگارو ترك كردم و هيچ آدم لعنتي پيشم نيست..تو اين خونه لعنتي كه بوي موندگي درد رو ميده..درست امشب..يادم افتادي..توي لعنتي...توي وقت نشناس كه هميشه موقعي كه نبايد تو خوابم پرسه ميزني..!!!!_
دام دام دام...ميرقصم و مي چرخم...الكي!!_
از تنهايي شب جمعه ميام نت..كه چند تا از خودم مشنگتر پ م بدن كه حوصلمون سر رفته_
..از اين عشق و عاشقي ها چشمم آب نميخوره..از اين شبها هم ..از حرفاي تو هم_
شب به خير آدمايي كه شب جمعه حموم ميرين و ميخوابين كه فقط نظافت رو رعايت كرده باشين_
شب به خير خدا كه تازگيا ميفهمم فقط نشستي دختر همسايه رو ديد مي زني_
شب به خير همه..
من خوابم نمياد
انگار نه انگار
بدون شرح+طعم گس تو+....
همه چيز با يه جمله شروع ميشه..نميدونم چرا جمله ها ميتونن اين همه كار انجام بدن!!؟جمله هايي كه مستقيم اينجا تو مخت تاثير ميذاره...انگار يه تپانچه گرفته باشي سمت شقيقت..بعدش..بووووم...
وايسادي بين مردم ..رد ميشن و نميبينن كه مخت پخش شد رو ديوار...
من همون بچه كوچولو با او چشاي گرد و لپاي گنده هستم كه به زور سر پا وايساده...نميدونه كجا رو نگاه كنه..گيج ميزنه..چه فرقي كرده ؟
بعد 26 سال هنوزم گيج و منگ نميتونم درست رو پاهام وايسم..
شدم همون چيزي كه ازش ميترسيدم...بهونه هام كوچيك شدن....خدام گم شد ميون كفر چشماي آدما...نه شاعر شدم نه نويسنده نه عاشق نه حتي ...شدم يه دختر عادي با دغدغه هاي عادي..بهونه هاي رقيق براي گريه ..شدم عين يه مشت آدم عادي كه تو خيابونا قدم ميزنن.. ..هر بعد از ظهر..چاييشون رو با دلخوشي ميخورن .هر شب .با آهنگ تيستو ميرقصن و من همراهشون گيج و منگ ..ميرقصم و ميچرخم و گم ميشم تو فضاي غليظ پر دود.. مست و پاتيل ..ميخوابم تو بغل عشقي كه مزه گس خلاء ميده و بوي خاك نم كشيده قبر خاطراتم....نميدونم من كوچيك شدم يا دنيا بزرگ ...
نشد بفهمم اين لامصب كه با شنيدن خبري از يه مرد ميتپه!! عاشقه يا هوس باز!!...تو بگو هوس من ميگم بهونه!!..بهونه واسه آزار دادن خودم...خود آزاري كليشه اي...نگاه كليشه اي كثيف يه خائن ...شايد اونقدر زندگي نكردم كه وقت خيانت باشه ..شايد زود شروع كردم..يه بلوغ زود رس با طعم نعنا!!!!!..
خاطرات پشت پرده اي
چند مدت پيش دوستي برام از خاطره اي تلخ گفت ..از خيانت دوستي كه با حرفهاي قشنگ عشقي رو ازش ربوده بود...تو عالم دوستي درد و دلي بود صادقانه ..و چه غم انگيز...خنديد و گفت خودم هم نفهميدم چرا اين رو بهت گفتم...ولي نميدانست كه فهميدم كه پشت اين خاطره بيربط ترسي پنهان شده ترس از خائن به نظر اومدن...دختر هوس راني رو جاي خود نشاندن... و چه غم انگيز كه محبت من رو اشتباه برداشت كرده بود..انگار نه انگار همه چيز اشتباهه ..همه جايين كه نبايد باشن..آدمها به هم خيانت ميكنن!! وقتش كه برسه همه خيانت ميكنن!..فقط قيمت عقل و دلشون با هم فرق ميكنه...يكي خودش رو به دو تا جمله شاعرانه ميفروشه.. يكي هم مثل من به هيچي بزرگ.....يادم رفت بهش بگم كه چقدر متاسفم!!..:
متاسفم از اين كه اشتباهي فهموندم خودم رو ...متاسفم كه كاري كردم فكر كني دو جمله زيبا زيبايي انسان بودن رو از ذهنم محو ميكنه ..متاسفم و از طرف همه مردم دنيا عذر ميخوام كه هوس رو جاي عشق گذاشتن..حرف آخرم اينه.. .خلايي كه تو ذهنمه با هيچ مردي پر نميشه عزيز..مطمئن باش
پ.ن: شايد وقتي همه دختراي دنيا رو توي گونيت به دريا ميريزي يكيشون يه چاقو دستش باشه...
پ.ن:روشن فكري هم بلاي جون ماها شده
متاسفم از اين كه اشتباهي فهموندم خودم رو ...متاسفم كه كاري كردم فكر كني دو جمله زيبا زيبايي انسان بودن رو از ذهنم محو ميكنه ..متاسفم و از طرف همه مردم دنيا عذر ميخوام كه هوس رو جاي عشق گذاشتن..حرف آخرم اينه.. .خلايي كه تو ذهنمه با هيچ مردي پر نميشه عزيز..مطمئن باش
پ.ن: شايد وقتي همه دختراي دنيا رو توي گونيت به دريا ميريزي يكيشون يه چاقو دستش باشه...
پ.ن:روشن فكري هم بلاي جون ماها شده
آي ام هپي گيرل
اگه ميشد يه دل سير شراب بخورماگه ميشد اونقد برقصم كه نفسم بالا نياد
اگه يه دوستي داشتم كه برام شعر بخونه
ساز بزنه باهام برقصه
اگه يه غول چراغ جادو داشتم
يا يه قاليچه سليمون با دوستام ميرفتيم سفر دور دنيا
بعدش اونقد ميخنديديم كه سكته مي زديم
اگه يه آرشيو از همه فيلماي خوب دنيا داشتم
با يه ليوانچاي داغ
ديگه غمي نداشتم
مينشستم به سلامتي همه دوستام ميخوردم
حتي به سلامتي تو
!!!نوش
تفنگ بادی
یاد بچه گی...تفنگ بادی....هجوم کفتر چاهی...هیجان...یه لحظه سکوت...کفتر چاهی میافته رو زمین...چند لحظه بعد! من قهرمانی با کشتن یه کفتریاد امروز....یاد تو....هجوم گرمای تو....هنوزم یه قهرمان!....تو اسمون....یه کفتر چاهی! میافته رو زمین.....میدونی ؟ نمیدونستم کفتر چا هی هام عاشق میشن....حالا میدونم این کفتر! جفت همون سند قهرمانیه بچه گیه من بودهحالا میفهمم چرا بهشون میگن یا کریم!تو فهمیدی؟
شبانه هاي هپروت+25 ساعت+عشق روي مدار صفر
ميگي صفر مثل يه جاده تازه است كه به جايي بهتر ميرسدشايد سبزتر به رنگ هپروت خوابي كه شبهاي بيست و 4 ساعته به علاوه يك ساعت اضافه ميبيني
براي هميشه, براي جاده اي كه ساخته نميشه,صفر ذاتت را به كار بنداز, اونجايي كه مرز خواب و بيداري ازجنون جدا ميشه
صفر يه شكل هندسي بدون زاويس ..فقط ميشه روش دور زد..دور زد تا رنگ حرفها از خوابمون بره._
.فقط ناز باشه وناز و أغوش من كه دور ميزم اين صفر خالي رو
از صفر شروع كن دوست من..اين زخمها عفونت عشقند
زماني كه ايستاد
! من مردم ...با يه گلوله
شعرهاي قديمي+دردهاي هميشگي+تهوع +من و من
song of death+love+one night alone with my memories..
After this cold day of sadness and grief She is left without any hope or belief In a day after this night. Will she in death find at last a relief, A place of silence and light Where everything is alright? I broke down and cried in sorrow In despair and mistery. I cried for my love and passion, My Sacred Divinity.late for living
يك بار كسي به من گفت :ميبينم روزي رو كه تو خيابونها آواره ميشي..يك سال گذشته و من حيرت زده نور چراغهاي خيابونها رو ميبينم كه با سرعت از جلوي چشمم رد ميشن..من به زماني فكر ميكنم كه از دست رفت ..خيابونهايي كه جزو زندگيم شدن ...چه آرزوي بدي كرد برام اون دوست..چه ارزوي بدي كردم برات مرد..هرطورم كه فكر كني خيلي زود دير ميشه..
بايد براي روزنامه تسليتي بفرستم
eRrOoorr!!
تا از تو ابديتي بسازم
ONe ThOusAnd YeAr SoLiTuDe....
این روزا انگار زمان نمیگذره...روزا دارن دور میزنن...همه چی" انگار "شده..انگار نفس میکشم..انگار زندگی میکنم..انگار ...هیچ چیز واسم قطعیت نداره...حتی چهره خودم تو آینه رو هم باور ندارم...شاید من نیستم..چطور میتونم زنده باشم...؟؟این روزا همه فقط یه چیز میگن..( زندگیت رو بکن..) ! مغزم جنسش از اسفنج شده ...بی استفاده....فقط نم میکشه..." زندگیت رو بکن" مثل مته رو اعصابمه..حالا میفهمم چندش آورترین زمان اون وقتیه که همه دلداریت میدن ..دل میسوزونن..و میگن..زندگیت رو بکن......به طرز وحشتناکی فقط زنده ام_
بهترین توجیه وقتی به کسی بدی میکنید این باشه که اونم یه روز به یکی بدی کرده پس حقشه که به فاک بره_
ONe LaST bReaTh!!
Hold me now I'm six feet from the edge and I'm thinking That maybe six feet Ain't so far down I'm looking down now that it's over Reflecting on all of my mistakes I thought I found the road to somewhere Somewhere in His grace I cried out heaven save me But I'm down to one last breath And with it let me say Let me say Hold me now ..........دري كه هيچوقت باز نشد!!
حتما این در باز میشه و تو با اون چشمای غمگینت من رو که آروم زیر پتوخوابیدم نگاه میکنی..نمیدونی این پتو داره آتیش میگیره..نمیدونی ..نمیدونی که ته دلم میدونم این در هرگز باز نمیشه..
____________________________________________________________
اين رو واسه تو نوشتم..همون موقعها ..!يادت مياد؟؟قول دادي در رو باز كني واسم نوشتي ديدي در باز شد؟؟
نميدونم چه خبره تازگيا تو دنيا...چرا من دارم سقوط ميكنم و نميبينم كسي باهام بياد اين پايينا.؟؟
منتظرم واسه هيچي يه هيچي بزرگ...
نميدونستم پشت اين در جز هيچي بزرگ هيچ نيست.
.
.
....
قاطي كردم سيگارو سرو ته روشن ميكنم..مثل احساسي كه سر و ته سوخت ..من تهش بودم
.
.
.
.
.
تازگيا ميخندم از نبودنت...پير شدم مرد!!حال تو چطوره؟
دختركي كه موهاشو ميبافه خوشحال نيست..
GaMe Is NOt OVeR..nOt yEt...
this is me!!
woOooOwWw!!!tAkE Me aLiVe!!
اشتراک در:
پستها (Atom)






















